۲۵. مسلم بن کثیر اعرج

مسلم بن کثیر اعرج

مسلم بن کثیر اعرج

این پیر پرهیزکار و پاکباز پارسا در هفتاد سالگی به شوق و شور جوانان، عزم کربلا و یاری اباعبدالله الحسین (ع) کرد.

پدرش از اصحاب پیامبر بود و مسلم در نزد پدر بسیار نکته ها و درس ها از سیرت پیامبر آموخت.

مسلم بن کثیر اعرج از تابعین بود و یاوران امیر مؤمنان علی (ع). راوی حدیث بود و قران شناس، شجاع بود و رزم دیده و درخشش او در صحنه های نبرد در یاد و خاطره بسیاری نقش بسته بود. در جنگ جمل، مولایش على را یاری کرد. در آن هنگام ۴۷ ساله بود و چونان شیر می خروشید و شمشیر می زد. در صحنه نبرد بر اثر اصابت تیر عمرو بن ضبه تمیمی پایش آسیب دید و پس از آن به «اعرج» یعنی «لنگ» شهرت یافت.

در کوفه وقتی خانه ی سلیمان بن صرد خزاعی کانون مبارزه و مبارزان شد، او نیز جزء نامه نگاران برای اباعبدالله بود. در قیام مسلم بن عقیل نیز یاور وی بود. با شنیدن خبر حرکت اباعبدالله الحسین(ع)، مسلم از کوفه خارج شد تا خود را به مولایش برساند. پیری و از آن مهم تر پای لنگ او را از جهاد معاف می داشت اما عشق و شور، پیری و شکستگی و لنگی نمی شناسد. مسلم اعرج نزدیک کربلا به کاروان حسینی رسید و هم سفر با او به کربلا آمد.

مسلم که برخی کتب او را اسلم و سلیمان نیز نوشته اند، در حمله اولی (نبرد نخستین) و تیر باران صبح عاشورا با رخساره ای روشن و محاسنی سپید و گلگون و تنی سرشار از چوبه های تیره با گام هایی از جنس ایمان به محبوب پیوست. در زیارت ناحیه با عنوان اسلم بن کثیر و در زیارت رجبیه با عنوان سلیمان بن کثیر به او سلام داده شده است. برخی او را یار پیامبر دانسته و نوشته اند که در فتح مصر شرکت کرد اما این توصیفات مربوط به پدر اوست.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *