کتاب انسان ۲۵۰ ساله فصل امام حسین (ع) : قسمت هفتم

خوب، چه کسی باید این حکم را انجام دهد؟ چه کسی باید این تکلیف را به جا بیاورد؟

یکی از جانشینان پیغمیر، وقتی در زمانی واقع شود که آن انحراف، به وجود آمده است. البته به شرط اینکه موقعیت مناسب باشد، چون خدای متعال، به چیزی که فایده ندارد تکلیف نکرده است. اگر موقعیت مناسب نباشد، هر کاری بکنند، فایده ای ندارد و اثر نمی بخشد. باید موقعیت مناسب باشد. البته موقعیت مناسب بودن هم معنای دیگری دارد، نه اینکه بگوییم چون خطر دارد، پس موقعیت مناسب نیست، مراد این نیست. باید موقعیت مناسب باشد، یعنی انسان بداند این کار را که کرد، نتیجه ای بر آن مترتب می شود؛ یعنی ابلاغ پیام به مردم خواهد شد مردم خواهند فهمید و در اشتباه نخواهند ماند، این، آن تکلیفی است که باید یک نفر انجام می داد. در زمان امام حسین علیه السلام هم آن انحراف به وجود آمده، هم آن فرصت پیدا شده است. پس امام حسین باید قیام کند، زیرا انحراف پیدا شده است، برای اینکه بعد از معاویه کسی به حکومت رسیده است که حتی ظواهر اسلام را هم رعایت نمی کند. شرب خمر و کارهای خلاف می کند، تعرضات و فسادهای جنسی واضح انجام می دهد علیه قرآن حرف می زند علنا شعر برخلاف قرآن و بر رد دین می گوید و علنا مخالف با اسلام است. منتها چون اسمش رئیس مسلمان هاست، نمی خواهد اسم اسلام را براندازد. او عامل به اسلام. علاقه مند و دلسوز به اسلام نیست، بلکه با عمل خود، مثل چشمه ای که از آن مرتب آب گندیده تراوش می کند و بیرون می ریزد و همه دامنه را پر می کننده از وجود او آب گندیده می ریزد و همه جامعه اسلامی را پر خواهد کرد. حاکم فاسد، این گونه است دیگر، چون حاکم، در رأس قله است و آنچه از او تراوش کند، در همان جا نمی ماند، برخلاف مردم عادی، بلکه می ریزد و همه قله را فرا می گیرد. مردم عادی، هر کدام جای خودشان را دارند. البته هر کس که بالاتر است، هر کس که موقعیت بالاتری در جامعه دارد، فساد و ضررش بیشتر است. فساد آدم های عادی، ممکن است برای خودشان، یا برای عده ای دور و برشان باشد؛ اما آن کسی که در رأس قرار گرفته است
فاسد شد، فساد او می ریزد و همه فضا را پر می کند؛ همچنان که اگر صالح شد، صلاح او همه دامنه را فرا می گیرد. چنین کسی با آن فساد، بعد از معاویه، خلیفه مسلمین شده است؛ خلیفه پیغمبر! از این انحراف بالاتر زمینه هم آماده است.

زمینه آماده است، یعنی چه؟ یعنی خطر نیست؟ چرا، خطر که هست مگر ممکن است کسی که در رأس قدرت است. در مقابل انسان های معارض، برای آنها خطر نیافریند؟ جنگ است دیگر، شما می خواهی او را از تخت قدرت پایین بکشی و او بنشیند تماشا کند؟! بدیهی است که او هم به شما ضربه می زند، پس خطر هست. اینکه می گوییم موقعیت مناسب است، یعنی فضای جامعه اسلامی، طوری است که ممکن است پیام امام حسین به گوش انسان ها در همان زمان و در طول تاریخ برسد. اگر در زمان معاویه، امام حسین می خواست قیام کند، پیام او دفن می شد.

این به خاطر وضع حکومت در زمان معاویه است، سیاست ها به گونه ای بود که مردم نمی توانستند حقانیت سخن حق را بشنوند، لذا همین بزرگوار، ده سال در زمان خلافت معاویه امام بود، ولی چیزی نگفت. کاری، اقدامی و قیامی نکرد. چون موقعیت آنجا مناسب نبود قبلش هم امام حسن علیه السلام بود. ایشان هم قیام نکرد؟ چون موقعیت مناسب نبود. نه اینکه امام حسین و امام حسن، اهل این کار نبودند، امام حسن و امام حسین، فرقی ندارند، امام حسن و امام سجاد، فرقی ندارند، امام حسین و امام علی النقی و امام حسن عسکری علیه السلام فرقی ندارند. البته وقتی که این بزرگوار، این مجاهدت را کرده است، مقامش بالاتر از کسانی است که نکردند؛ اما اینها از لحاظ مقام امامت یکسانند. برای هریک از آن بزرگواران هم که پیش می آمد، همین کار را می کردند و به همین مقام میرسیدند حالا امام حسین در مقابل چنین انحرافی قرار گرفته است.

پس باید آن تکلیف را انجام دهد، موقعیت هم مناسب است. پس دیگر عذری وجود ندارد، لذا عبدالله بن جعفر و محمدبن حنفیه و عبدالله بن عباس، اینها که عامی نبودند، همه دین شناس، آدم های عارفه عالم و چیزفهم بودند؛ وقتی به حضرت می گفتند که، آقا! خطر دارد، بروید. می خواستند بگویند وقتی خطری در سر راه تکلیف است، تکلیف برداشته است. آنها نمی فهمیدند که این تکلیف تکلیفی نیست که با خطر برداشته شود. این تکلیف همیشه خطر دارد. آیا ممکن است انسان علیه قدرتی آن چنان مقتدر به حسب ظاهر قیام کند و خطر نداشته باشد؟! مگر چنین چیزی می شود؟! این تکلیف، همیشه خطر دارد.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.